تبليغاتX
پسوجان - جشن نوروز از ديدگاه حکيم خيام نيشابوري

پسوجان

دوست عزیز :این وبلاگ فرهنگی و هنری است لذا خواهشمنداست نظرات سیاسی را در این وبلاگ وارد ننمایید

ماه‌ به‌ دور زمين‌ مي‌چرخد و مي‌گردد، زمين‌ به‌ گرد خورشيد مي‌چرخد و مي‌گردد و نوروز از اين‌ چرخش‌ اخذ مي‌شود. خورشيد به‌ دور کهکشان‌ راه‌ شيري‌ مي‌چرخد و کهکشان‌ راه ‌شيري‌ در فضاي‌ بيکران‌ مي‌گردد و مي‌چرخد، گو اين‌ که‌ ديگرکهکشان‌ها و اجرام سماوي و فضايي‌ نيز مي‌چرخند و هستي‌ دائماً در آن‌ بيکران، در حال‌ انبساط و چرخش‌ و دگرگوني‌ است‌. بر اين ‌اساس‌ است‌ که‌ نوروز نمادي‌ از حرکت‌، زندگي‌ و ارج‌ نهادن‌ به‌ انسان‌ و کائنات‌ به‌ شمار مي‌آيد.
نوروز و جشن‌ آن‌، پيام‌ و معناي‌ ديگري‌ نيز دارد و آن‌ اين‌که ‌نوروز نشان‌ دهنده‌ي‌ اوج‌ هوشياري‌ و روشن‌گري‌ اقوام‌ ايراني ‌در نگاه‌ به‌ هستي‌ و ذات‌ آن‌ و درک‌ حقايق‌ و واقعيت‌هاي ‌جهان‌ است‌. انتخاب‌ نوروز به‌ عنوان‌ روز آغاز سال‌ نو و جشن‌ و آيين‌هاي‌ باشکوه‌ آن‌ که‌ پيشينه‌اي‌ چند هزار ساله‌ دارد، پيش‌ از هر مقوله‌ي‌ ديگر بيان‌گر نگاه‌ عميق‌ و فلسفي‌ و مترقي ‌انسان‌ ايراني‌ به‌ هستي‌ و چيستي‌ آن‌ است‌ که‌ بايستي‌ بيش‌ از پيش‌ به‌ آن‌ توجه‌ کرد و آن‌ را ارج‌ نهاد و اين‌ تنها يک‌ بُعد از ابعاد مهم‌ اين‌ پديده‌ي ملي‌ و فرهنگي‌ ايرانيان‌ است‌ که‌ بايستي ‌مورد توجه‌ پژوهشگران‌ و فرهنگ‌دوستان‌ قرار گرفته‌ و تحت‌ بررسي‌ و پژوهش‌ درآيد تا اهميت‌ و عظمت‌ آن‌ در ابعاد و زواياي‌ گوناگون‌ آشکار شده‌ و زمينه‌هاي‌ افزون‌تري‌ براي‌ علاقه‌مندي‌ مردمان‌ به‌ فرهنگ‌ و ميراث‌ ملي‌ کشور فراهم‌ آيد.
از آن‌جا که‌ در اين‌ چند سال‌ گذشته‌، هفته‌نامه‌ي «نسيم‌ جنوب» در ايام‌ نوروزي‌، بوي‌ نوروز گرفته‌ و جا دارد که‌ به‌ آن‌ «نسيم ‌نوروزي‌ جنوب» اطلاق‌ کنيم‌، مجالي‌ براي‌ گفت و گو پيرامون ‌نوروز و ساير قضايا فراهم‌ مي آورد، بر خود لازم‌ دانستم‌ که‌ به ‌قدر وسع‌ و بضاعت‌ خويش، نکاتي‌ را به‌ رسم‌ هديه‌ي نوروزي‌عرضه‌ بدارم‌ که‌ اينک‌ پيش‌کش‌ خوانندگان‌ ويژه‌نامه‌ي نوروزي‌ «نسيم‌ جنوب» مي‌شود و آن‌ عبارت‌ است‌ از پرداختن‌ به‌ يک‌ اثر از آثار عظيم‌ و گران‌بهاي‌ تاريخ‌ ادبيات‌ ايران‌ که‌ همانا رساله‌ي «نوروزنامه»‌ي "حکيم‌ عمر خيام‌ نيشابوري" است‌.
رساله‌ي «نوروزنامه»‌ي "عمرخيام‌ نيشابوري"(1) و يا به‌ قول‌ خود حکيم "‌کتاب‌ نورزنامه"‌ي وي‌ از چند جهت‌ قابل‌ بررسي‌ و توجه‌ است‌ که ‌يکي‌ از آن‌ ابعاد و زوايا، مسئله‌ي‌ مهارت‌ و استادي‌ "عمر خيام" ‌در علم‌ تقويم‌ و سال‌شماري‌ و نيز دانش‌ ايشان‌ در علم‌ ستاره‌شناسي‌ و نجوم‌ و شناخت‌ وي‌ از حرکت‌ ستارگان‌ و سيارات‌ بر پايه‌ي علم‌ رياضيات‌ است‌.(2) هم‌چنين‌ توجه‌ وي ‌به‌ جشن‌ نوروز و فلسفه‌ي آن‌ مي‌تواند جالب‌ و آموزنده‌ باشد تا جايي‌ که‌ حکيم‌ و دانشمندي‌ هم‌چون‌ "خيام"،‌ وقت‌ خود را بر سر اين‌ مقوله‌ نهاده و دست‌ به‌ مطالعه‌ زده‌ و اثري‌ به‌ وجود مي‌آورد که‌ اينک‌ بخشي‌ از تاريخ‌ و فرهنگ‌ ايراني‌ در باب‌ نوروز و جشن‌هاي‌ آن‌ به‌ شمار مي‌رود و اين‌ نبوده‌ است‌ مگر به‌ علت ‌وطن‌دوستي‌ "خيام‌ نيشابوري" و جايگاه‌ و عظمت‌ نوروز در تاريخ‌ و فرهنگ‌ ايران‌زمين‌ و "خيام‌" با انتخاب‌ نوروز به‌ عنوان ‌موضوع‌ رساله‌ي خويش‌ اين‌ علاقه‌مندي‌ و وطن‌دوستي‌ خود را به‌ نمايش‌ گذاشته‌ است‌.(3)
رساله‌ي «نوروزنامه»‌ي "حکيم‌ خيام‌ نيشابوري" يکي‌ از برترين‌ منابع ‌و آثار ادبي‌ و فرهنگي‌ موجود در زبان‌ پارسي‌ پيرامون‌ جشن‌ نوروز است‌ و نکته‌ي مهم‌تر اين که‌ "خيام‌ نيشابوري" در اين ‌رساله‌ مراسمات‌ و بزرگداشت‌ جشن‌ نوروز را به‌ اقوام‌ و ملل‌ غير ايراني‌ نيز توصيه‌ کرده‌ و حتا آن‌ را واجب‌ مي‌شمارد.(4)
اکنون‌ پيش‌ از آن‌که‌ به‌ رساله‌ي‌ «نوروزنامه»ي "خيام" پرداخته و چکيده‌اي‌ از آن‌ را ذکر نماييم‌، به‌ گونه‌اي‌ فهرست‌وار به ‌معرفي‌ چهره‌ي‌ ماندگار تاريخ‌ و ادب‌ پارسي‌ "حکيم‌ عمربن‌خيام نيشابوري‌" مي‌پردازيم‌ که‌ شاعري‌ ارجمند، فيلسوفي‌ برجسته‌، منجمي‌ بزرگ‌ و رياضي‌داني‌ مشهور بوده‌ است‌. "خواجه‌ امام‌، حجت‌الحق‌ حکيم‌ ابوالفتح‌ عمرابن ابراهيم‌الخيامي‌ [خيام] نيشابوري‌" از جمله‌ شاعران‌ و حکماي‌ ايران‌زمين‌ در اواخر قرن‌ پنجم‌ و اوايل‌ قرن‌ ششم‌ هجري‌ بوده‌است‌.(5) علاوه‌ بر آثار ادبي‌ و اشعار او و اقدامات‌ وي در اصلاح‌ تقويم‌ و سال‌شماري‌، رساله‌ي‌ جبر او نيز يکي‌ از برجسته‌ترين‌ آثار در تاريخ‌ علم‌ به‌ ويژه‌ در قرون‌ وسطا بوده ‌است‌.(6)
علاوه‌ بر شهرت‌ ويژه‌ي وي‌ در تاريخ‌ ادبيات‌ ايران‌ به‌ علت‌ طرز خاص‌ نگرش‌ و جهان‌بيني‌ وي‌، از ديگر اسباب‌ عمده‌ي شهرت‌ او در تاريخ‌، موضوع‌ دوستي‌ او با "حسن‌ صباح‌" از پيشوايان‌ مهم اسماعيليه در ايران‌ و "خواجه‌ نظام‌الملک‌ طوسي‌" وزير بزرگ‌ سلاجقه و صاحب‌ کتاب‌ معروف‌ «سياست‌نامه» است‌ که‌ در دوران‌ مدرسه‌ و مکتب‌ با همديگر همشاگردي‌ و دوست‌ بوده‌اند.
امروزه‌ آثار او به‌ ويژه‌ رباعيات‌ وي‌ به‌ زبان‌هاي‌ زنده‌ي دنيا مثل ‌انگليسي‌، آلماني‌، فرانسوي‌، ايتاليايي‌، روسي‌، ترکي‌، ارمني‌ و عربي‌ ترجمه‌ شده‌ است‌.(7) جالب‌ اين‌که‌ هم‌ اکنون‌ شبکه‌ي ‌دوم‌ سيماي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ نيز سريالي‌ درباره‌ي‌ "عمر خيام" پخش‌ مي‌کند که‌ محصول‌ يک‌ کشور عربي‌ يعني ‌سوريه‌ است‌ و اين‌ يعني‌ منتهاي‌ غفلت‌ ما از ميراث‌ ادبي وتاريخي‌ خويش‌!
اکنون‌ به‌ بحث‌ پيرامون‌ رساله‌ي‌ «نوروزنامه» برگشته‌ و چکيده‌اي‌ از آن‌ را به‌ قدر مجال‌ و فرصت‌ موجود تقديم‌مي‌نمايم.(8) آغاز رساله‌ي «نورزونامه»‌ي "خيام‌ نيشابوري‌"؛ « ...در اين‌ کتاب‌ کرده‌ آمد در کشف‌ حقيقت‌ نوروز که‌ به‌ نزديک‌ ملوک ‌عجم‌ کدام‌ روز بوده‌ است‌ و کدام‌ پادشاه‌ نهاده‌ است‌ و چرا بزرگ‌ داشته‌اند؟.... اما سبب‌ نهادن‌ نوروز آن‌ بوده‌ است‌ که‌ چون‌ بدانستند که‌ آفتاب‌ را دو دور بود يکي‌ آن‌ که‌ هر سيصد و شصت‌ و پنج‌ روز و ربعي‌ از شبانه‌روز به اول‌ دقيقه‌ حمل‌ باز آيد به‌ همان‌ وقت‌ و روز که‌ رفته‌ بود بدين‌ دقيقه‌ نتواند آمدن‌، چه‌ هر سالي‌ از مدت‌ همي‌ کم‌ شود و چون‌ جمشيد آن‌ روز را دريافت‌ نوروز نام‌ نهاد و جشن‌ آيين‌ آورد و پس‌ از آن ‌پادشاهان‌ ديگر و مردمان‌ ديگر بدو اقتدا کردند و قصه‌ چنان ‌است‌ که‌ چون‌ کيومرث‌ اول‌ از ملوک‌ عجم‌ به‌ پادشاهي ‌نشست‌، خواست‌ که‌ ايام‌ سال‌ و ماه‌ را نام‌ نهد و تاريخ‌ سازد تا مردمان‌ آن‌ را بدانند..... موبدان‌ ِ عجم‌ را گِرد کرد و بفرمود که ‌تاريخ‌ از اين‌جا آغاز کنند. موبدان‌ جمع‌ آمدند و تاريخ‌ نهادند و چنين‌ گفتند موبدان‌ عجم‌ که‌ دانايان‌ آن‌ روزگار بوده‌اند.... و اين‌ روز را جشن‌ ساختند و عالميان‌ را خبر دادند تا همگنان ‌آن‌ را بدانند و آن‌ تاريخ‌ را نگاه‌ دارند و چنين‌ گويند که‌ کيومرث‌ اين‌ روز را آغاز تاريخ‌ کرد. هر سال‌ آفتاب‌ را به‌ دوازده‌ قسمت‌ کرد و هر بخش‌ سي‌ روز و هر يکي‌ را از آنان‌ نامي‌ نهاد و به‌ فرشته‌اي‌ باز بست‌ از آن‌ دوازده‌ فرشته‌ که‌ ايزد تبارک‌ و تعالي ‌ايشان‌ را بر عالم‌ گماشته‌ است‌.... و بر پادشاهان‌ واجب‌ است ‌آيين‌ و رسوم‌ ملوک‌ به‌ جاي‌ آوردن‌ از بهر مبارکي‌ و از بهر تاريخ‌ را و خرمي‌ کردن‌ به‌ اول‌ سال‌.
هر که‌ نوروز را جشن‌ کند و به‌ خرمي‌ پيوندد تا نوروز ديگر،عمر در شادي‌ و خرمي‌ گذارده‌ و اين‌ تجربت‌، حکما از براي ‌پادشاهان‌ کرده‌اند. پس‌ کيومرث‌ اين‌ مدت‌ را بدين‌گونه‌ به ‌دوازده‌ بخش‌ کرد و ابتدا تاريخ‌ پديد کرد...... و چون‌ از دنيا برفت‌ هوشنگ‌ به‌ جاي‌ او نشست‌...... و جهان‌ به‌ خرمي ‌بگذاشت‌ و به‌ نام‌ نيک‌ از جهان‌ بيرون‌ شد و پس‌ از او طهمورث‌ نشست‌ و ديوان‌ را در اطاعت‌ آورد... پس‌ از او پادشاهي‌ به‌ برادرش‌ جمشيد رسيد و جهان‌ بر او راست‌ گشت‌.... در روزي‌ که‌ ياد کرديم‌ جشن‌ ساخت‌ و نوروزش‌ نام ‌نهاد و مردمان‌ را فرمود که‌ هر سال‌ چون‌ فروردين‌ نو شود، آن ‌روز را جشن‌ کنند..... و نوروز حقيقت‌ بود...... آفريدون‌ از هندوستان‌ بيامد... و به‌ پادشاهي‌ نشست‌ و آفريدون‌ از تخم ‌جمشيد بود.... چون‌ آفتاب‌ به‌ فروردين‌ خويش‌ رسيد، آن‌ روز آفريدون‌ به‌ نو جشن‌ کرد..... تا به‌ روزگار پادشاهي‌ گشتاسب‌. چون‌ از پادشاهي‌ گشتاسب‌، سي‌ سال‌ بگذشت، زردشت‌ بيرون ‌آمد..... و فروردين‌ آن‌ روز به‌ اول‌ سرطان‌ گرفت‌ و جشن‌ کرد و گفت‌ اين‌ روز را نگاهداريد و نوروز کنيد.... و مردمان‌ هم‌ بر آن ‌مي‌رفتند تا به روزگار اردشير بابکان‌ که‌ او کبيسه‌ کرد و جشن‌ بزرگ‌ داشت‌ و عهدنامه‌ نوشت‌ و آن‌ روز را نوروز بخواند و هم ‌بر آن‌ آيين‌ مي‌رفتند تا به روزگار و نوشين روان‌ عادل‌، چون ‌ايوان‌ مدائن‌ تمام‌ گشت‌، نوروز کرد و رسم‌ جشن‌ به‌ جاي ‌آورد...... تا به روزگار مأمون‌ خليفه‌، او بفرمودند تا رصد کردند و هر سالي‌ که‌ آفتاب‌ به‌ حمل‌ آمد، نوروز فرمود کردن‌ و زيج‌ مأموني‌ برخاست‌ و هنوز از آن‌ زيج‌ تقويم‌ مي‌کنند.... اين ‌است‌ حقيقت‌ نوروز و آن‌چه‌ از کتاب‌هاي‌ متقدمان‌ يافتيم‌ و از گفتار دانايان شنيده‌ايم. اکنون‌ بعضي‌ از آيين‌ ملوک‌ عجم‌ ياد کنيم‌ بر سبيل‌ اختصار و باز به‌ تفصيل‌ به‌ نوروز بازگرديم‌ بعون‌الله‌ و حسن‌ توفيقه‌. اندر آيين‌ پادشاهان‌ عجم‌. ملوک‌ عجم‌ ترتيبي‌ داشته‌اند در خوان‌ نيکو نهادن‌ هرچه‌ تمام‌تر به‌ همه‌ روزگار و چون‌ نوبت‌ به‌ خلفا رسيد در معني‌ خوان‌ نهادن‌ نه‌ آن ‌تکلف‌ کردند که‌ وصف‌ توان کرد خاصه‌ خلفاي‌ عباسي‌...... و ديگر‌ آيين‌ ملوک‌ عجم‌ اندر داد دادن‌ و عمارت‌ کردن‌ و دانش‌ آموختن‌ و حکمت‌ ورزيدن‌ و دانايان‌ را گرامي‌ داشتن‌ همتي‌ عظيم‌ بوده‌ است‌... و ديگر بر کار عمارت‌ عظيم‌ حريص‌ و راغب‌ بودندي‌ و هر پادشاه‌ بر تخت‌ مملکت‌ بنشستي‌ شب‌ و روز در آن‌ انديشه‌ بودي‌ که‌ کجا آب‌ و هواي‌ خوش‌ است‌ تا آن جا شهري‌ بنا کردندي‌ تا ذکر او در آبادان‌ کردن‌ مملکت‌ در جهان‌ بماندي‌ و...».
آمدن‌ موبد‌ موبدان‌ و نوروزي‌ آوردن‌: «...آيين‌ ملوک‌ عجم‌ از گاه ‌کيخسرو تا به روزگار يزدجرد شهريار که‌ آخر ملوک‌ عجم‌ بود، چنان‌ بوده‌ است‌ که‌ روز نوروز نخست‌ کس‌ از مردمان‌ بيگانه ‌موبد‌ موبدان‌ پيش‌ ملک‌ آمدي‌ و..... نيايش‌ کردي‌ او را به‌ زبان ‌پارسي‌.... چون‌ موبد‌ موبدان‌ از آفرين‌ بپرداختي‌، پس‌ بزرگان ‌دولت‌ در آمدندي‌ و خدمت‌ها پيش‌ آوردندي‌....».
حکيم‌ "عمر خيام" در ادامه‌ي رساله‌ي‌ «نوروزنامه» به‌ موضوعات‌ ديگري‌ از جمله‌ مضمون‌ نيايش‌ و آفرين‌ موبد‌ موبدان‌ در حضور پادشاه‌ و ساير آداب‌ و رسوم‌ نوروزي‌ پرداخته‌ و در باب ‌ارزش‌ و جايگاه‌ هدايا و اقلامي‌ که‌ مؤبد‌ موبدان‌ به‌ پادشاه ‌به رسم‌ مبارکي‌ هديه‌ مي‌دهد، به‌ تفصيل‌ سخن‌ مي‌گويد که‌ در اين‌ مجال‌ به‌ علت‌ فرصت‌ محدود از ذکر آن‌ خودداري‌ مي‌کنيم‌. فرصت‌ را مغتنم‌ شمرده‌، نوروزي‌ خرم‌ و پُربرکت‌ و سالي‌ پُر فرخنده‌ و همايون‌ فال‌ را براي‌ همگان‌ آرزو مي‌نمايم‌.
پاورقي‌ها و منابع‌: 1ـ «نوروزنامه» (رسائل‌ خيام)‌، جلد نخست‌ به همراه‌ رساله‌ وجود به‌اهتمام‌ اوستا ـ کتابفروشي‌ زوار ـ تهران/1341. 2ـ فرهنگ‌ شاعران‌ پارسي‌ ـ عبدالرفيع‌ حقيقت‌ ـ ص‌195ـ چاپ‌ اول‌ ـ شرکت‌ مؤلفان‌ و مترجمان‌ ايران‌ ـ تهران‌ 1368. 3ـ رساله‌ «نوروزنامه» ـ مقدمه‌ استاد مجتبا مينوي ـ ص‌61. 4ـ همان‌ ـ ص59. 5ـ تاريخ‌ ادبيات‌ در ايران‌ ـ جلد دوم‌ ـ دکتر ذبيح‌اله‌ صفا ـ ص‌523 ـ چاپ‌ پنجم‌ 1356 ـ اميرکبير ـ تهران‌ 1356. 6ـ همان‌ و نقد و بررسي‌ رباعيات‌ عمر خيام‌ ـ محسن‌فرزانه‌ ـ چاپ‌ اول‌ 1356 ـ تهران‌ انتشارات‌ فروردين. 7ـ لغت‌ نامه‌ دهخدا ـ جلد ششم‌ ـ ص‌ 8939 ـ چاپ‌ دانشگاه ‌تهران‌ ـ تهران‌ 1373. 8ـ به‌ علت‌ محدوديت‌ فرصت‌ و الزامات‌ نشريه‌، مطالب‌ «نوروزنامه‌» با برخي‌ حذف‌ و تصرفات‌ نقل‌ شده‌ است‌.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت10:26 قبل از ظهرتوسط سعادت ايران نژاد | |