|
با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم عطر بر خود زدم و غالیه سا رفتم و شد حمد را خواندم و آن مد "ولاالضالین" را ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد یکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی گفتم ای مایه هر مهر و وفا، رفتم و شد همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد "لن ترانی" نشنیدم ز خداوند چو او "ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟ من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد شعر از حکیم لا ادری !!!
نه او با من
نه من با او نه او با من نهاد عهدي، نه من با او نه ماه از روزن ابري بروي بركه اي تابيد نه مار بازويي بر پيكري پيچيد شبي غمگين دلي تنها لبي خاموش نه شعري بر لبانم بود نه نامي بر زبانم بود دو چشمم خيره بر ره سينه پر اندوه باميدي كه نوميديش پايان بود سياهي هاي ره را بر نگاه خويش مي بستم و از بيراهه ها راه نجات خويش مي جستم نه كس با من نه من با كس سر ياري نه مهتابي نه دلداري و من تنهاي تنها دور از هر آشنا بودم سرودي تلخ را بر سنگ لبها سخت مي سودم نواي ناشناسي نام من را زير دندانهاي خود بشكست و شعر ناتمامي خواند بيا با من از آن شب در تمام شهر مي گويند ... ولي من خوب مي دانم شعر از: نصرت رحماني
|
About![]()
این وبلاگ در زمینه فرهنگی و هنری فعالیت می نماید لذا مطالب سیاسی و غیر مرتبط با موضوع وبلاگ ،در این وبلاگ جایگاهی ندارد.از کلیه دوستان تقاضای همفکری و تبادل نظر دارم. Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 اسفند 1384 Links
موسیقی سنتی ایران
لینکستان ادبیات و موسیقی |